Blog Posts

جمعه سیصد و چهاردهم: ظهور در زندگی

مولای من سلام… دیشب دوست هم‌سن و سالی کنارم آمد و زیر گوشم به‌آرامی پرسید: مشروب می‌خوری؟ گفتم: نه؛ سیگار می‌کشی؟ گفتم: نه؛ قلیون می‌کشی؟ گفتم: نه؛ بزن و برقص و این‌ها؟!… گفتم: نه! بعد چند لحظه مات در صورتم نگاه کرد و ادامه داد: در مهمانی و جمع دوستانه و آمد و شدها چه‌کار می‌کنی پس؟ و از شما چه پنهان که بیست و چهار ساعت است که دارم به همین سؤال فکر می‌کنم. آنجا به خنده گذشت اما

Continue Reading

Site Footer