جمعه سیصد و سی و هفتم: معیت

مولای من سلام… رمضان آمد. به نظرم می‌آید که این بیست و پنجمین رمضانی است که به روزه می‌گذرد. روزه که چه عرض کنم، همین ناشتا ماندن از اذان تا اذان. والاّ روزه مستلزم چیزی بیشتر از این‌هاست که هنوز در من پیاده نشده. یادم هست سال‌های روزه‌داری آن‌قدر جان داشتم که بدون اخلال در درس و مشق روزه‌داری می‌کردم و تنها به روزه‌های واجب هم اکتفا نداشتم. گاهی با دهان روزه مشغول فوتبال می‌شدیم و خلاصه این سختی‌ها مانع

Continue Reading

Site Footer